الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
160
الخصال ( فارسي )
ترجمهء ( 991 ) على گفت : ترا به خدا سوگند ، آيت تطهير از آلودگىها در بارهء من و خانواده و فرزندان من فرود آمد يا براى تو و خاندان تو ؟ ابو بكر گفت : براى تو و خاندان تو . على گفت : در روز اجتماع كساء پيامبر براى من و خانوادهء من و فرزندان من دعا كرد و گفت : خدايا ايشان خاندان مناند ، از آتش دور باشند يا براى تو ؟ ابو بكر گفت : براى تو و خانواده و فرزندان تو . على گفت : من مقصود از اين آيت هستم كه قرآن گفته : به نذر وفا مىكنند و از روز شر انگيز مىترسند يا تو ؟ . ابو بكر گفت : تو على گفت : تو آن جوانمردى كه از سوى آسمان در بارهء وى بانگ برخاست كه : لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على يا من ؟ . ابو بكر گفت : تو . على گفت : تو بودى كه در هنگام نمازى آفتاب براى تو بازگشت ، تا آن را بگزارد ، سپس فروشد يا من ؟ . ابو بكر گفت : تو . على گفت : تو بودى كه پيامبر درفش خود را در روز گشايش خيبر به وى داد و به دست وى قلعهء خيبر گشوده شد يا من ؟ . ابو بكر گفت : تو . على گفت : تو بودى كه به كشتن عمرو بن عبد ودّ اندوه از دل پيامبر ( ص ) بردى و از مسلمانان يا من بودم ؟ . ابو بكر گفت : تو . على گفت تو بودى كه پيامبر در رسالت خود بر پريان امين شمرد و پريان به دست وى به خدا گرويدند يا من ؟ . ابو بكر گفت : تو . على گفت : تو بودى كه پيامبر پاك نژادى و حلالزادگى وى را از آدم تا پدرش ستود بگفتهء خود : من و تو از آدم تا عبد المطلب از زناشويى هستيم باور داشت يا من ؟ . ابو بكر گفت : تو . على گفت : من بودم كه پيامبر وى را برگزيد و دخت خويش فاطمه را به وى داد و گفت : خدا وى را به تو تزويج كرد يا تو ؟ . ابو بكر گفت : تو . على گفت : من پدر حسن و حسين دو ريحان او هستم كه در بارهء ايشان گفته : اين دو سرور جوانان بهشت هستند و پدر ايشان بهتر از ايشان است يا تو ؟ . ابو بكر گفت : تو . على گفت : برادر توست كه با دو بال آراسته است و در بهشت با فرشتگان هم پرواز است يا برادر من ؟ . ابو بكر گفت : برادر تو . على گفت : من ضامن دين پيامبر ( ص ) شدم و در موسم حج بانگ زدم كه تعهدات وى را مىپردازم يا تو ؟ . ابو بكر گفت : تو . على گفت : مىبودم خدا رسانيد وى را ، چون پيامبر ( ص ) مىخواست گوشت آن مرغ بريان را بخورد و گفت : خدايا دوستترين بندگان خود را پس از من بر سر اين خوان برسان يا ترا ؟ . ابو بكر گفت : تو . على گفت : من بودم كه پيامبر وى را به كشتار ناكثين و قاسطين و مارقين از دين موافق تأويل قرآن بشارت داد يا تو ؟ . ابو بكر گفت : تو . على گفت : من بودم كه گفتار آخرين پيامبر را دريافتم ، و كار غسل و دفن وى پرداختم يا تو ؟ : ابو بكر گفت : تو .